چترها را باید بست، زیر باران باید رفت..فکـ ــر را ،خاطـ ــره را، زیر بــ ـــاران باید برد
قلب من اندازه مشت منه مشتمو براي تو وا مي کنم چشم من اندازه پنجره هاست تو رو بي پرده تماشا مي کنم دست من ادامه ي شاپرکاست وقتي از شعله ي تو گر مي گيره اشک من از جنس بغض شاعراست که هميشه بدجوري سرازيره قد شعراي فروغ دوست دارم از لَجِ اين قفسا صدتا کقتر بِکشه يکي از ما ميتونه تا قناري بپره با همين ترانه ها آبرويي بخره که هميشه بدجوري سرازيره تو دنیا را خلاصه کردی در من و من مختصر شدم در تو ، و هرگز ابدی شد تا همیشه . از من تا تو ، از تو بامن همین و همیشه تمام ************** غزل ساخت به چشمان تو دل باخت پرداخت قلم انداخت چقدر خوبه تو رو دارم..........چقدر خوبه که اینجایی تویی معنای دوست داشتن....تو که بی وقفه زیبایی با تو آروم و خوشبختم.........با تو سرشارم از شادی تو رویایی ترین عشق..........همه عالم رو بهم دادی همش لطف خدا بود که.......به این دیوونه دل بستی برای من بهشت یعنی.....همون جایی که تو هستی همه مبهوت اینن که.............چه همرنگ و هم آوازی ما با این عشقمون داریم......هزار افسانه می سازیم خدا از معنی قبله.................تا لبخندت واسم پل زد روزی هزار دفه باید...................به لبخندای تو زل زد ************** سر به روي شانه هاي مهربانت ميگذارم عقده ي دل ميگشايم گريه ي بي اختيارم از غم نامردمي ها بغضها در سينه دارم شانه هايت را براي گريه كردن دوست دارم. دوست دارم بي تو بودن را براي با تو بودن دوست دارم. دوست دارم خالي از خودخواهي من. برتر از آلايش تن من تورا بالا تر از تن. برتر از من دوست دارم عشق صدها چهره دارد. چشم تو آيينه دار عشق عشق را در چهره ي آيينه ديدن دوست دارم در خموشي چشم من را مثل آه و گفتگوهاست من تورا برجسته ي محراب ديدن دوست دارم من تورا بالا تر از تن، برتر از من دوست دارم ************** ماهي هميشه تشنه ام در زلال لطف بيكران تو . مي برد مرا به هر كجا كه ميل اوست موج ديدگان مهربان تو زير آفتاب داغ بوسه هات *** اي زلال پاك ! *** جرعه جرعه جرعه مي كشم تو را به كام خويش تا كه پر شود تمام جان من ز جان تو ! اي هميشه آشنا ! هر طرف كه مي كنم نگاه ، تا همه كرانه هاي دور ، عطر و خنده و ترانه مي كند شنا در ميان بازوان تو ! اي زلال تابناك ! يك نفس اگر مرا به حال خود رها كني ماهي تو جان سپرده روي خاك ! پ ن : آخرین پست پاییز ************** نبــودم تو هسـتی که هسـتم بـه تــو تکیه میدم تـــو رو می پرستم به تـــو تکیه میدم که عاشـق تــریــنی کــه دلـواپــس لـحـظـــه هــای زمــیــنی من از تـــو نگـفتــم٬ شنــیــده گــرفـــتی بـه یــــادت نـبــودم٬ نــدیــده گـــرفــتی پیش روت بشیـنم تـــو رو بــــا تـمــــوم وجـــودم ببـیــــنـم بـــــذار روح من بـــا نگــات زیــر و رو شه بـــــذار پـیـــــرهـن آسـمــــونو بـپــوشه همه دلخوشی هام گذشت و تو موندی تـــو بیــراهـه هـــامو به مقصد رسـونـدی امـیـــدم بـجـــز تــو شـده نـــــاامـیـــدی هـمیــشه تـــو آخـــر بـه دادم رسیــــدی...... ************** روبروم ديواراي آجريه خورشيد روشن فردا مال تو سهم من شباي خاكستريه توي اين دلواپسي هاي مدام جز ترانه هاي زخمي چي دارم ! وقتي حتي تو برام غريبه اي سر رو شونه هاي بارون مي ذارم اسم تو براي من مقدسه تا نفس تو سينه پر پر مي زنه باورم كن كه فقط باور تو مي تونه قفل قفس رو بشكنه منمو يه آسمونه بي دريغ منمو یه كوره راه نا گزير اي ستاره شباي مشرقي پر پرواز منو ازم نگير.... ************** ************** نمی دانم که چرا هر وقت به تو می رسم ، نمی توانم از تو بگویم. برای گفتنت واژه کم می آورم. به هر حال ، بدان که بیشتر از این حرف ها و واژه ها برایم ************** روزها سپری شدند و تو همان خوب دیروزی! هیچ بارانی جای پای دوست را از کوچه خاطره ها نخواهد شست ! که امشب با ناله ای بغض آلود بر دیار این دل خسته اشک می ریزد... تو را
به آرزوهایت می رساند
خدایی که بخاطر خندیدن گلی
آسمان را میگریاند. آینه ای است که به هرکـــس باز تاب چهره اش را می نمایاند. از آن سوی مـرز بـاور و تـردید می آیـم ٬ خـسته بـسته ٬ می آیم. هـمرنـگ درخـت در هـجـوم دی می پـایم ٬ تا بـهار ٬ می پـایم. خاموشم و انتظار سر تا پـا تا سبزتـرین ترانه را فـردا در چـهـچـهه بوسه تو بسرایم. با تو شب ارغوانی می گذرد و مـاه در عـسل بـاران در چـشم های تـو است و سبـزه در بـاران سبـز تـر است می آیی و در بـرابـر تـو سرو کـوتاه می آیـد. ----------------------------------------------------- پ ن: امروز بعد از ظهر یه اتفاق خیلی قشنگ به وقوع پیوست. این اتفاق خیلی برام خاصه. خیلی خوشحالم خدا جون خدایا شکرت. دوباره پاییز دوباره پاییز دوباره پاییز دوباره پاییز، موسم شدید دلدادگی . . . سلام بر پاییز دل انگیز سلام بر اولین برگ پاییزی که با افتادنش بوسه بر زمین می زند سلام بر اشکهای پنهان شده در باران پاییز سلام بر فریادهای بی صدا و گم شده در باد پاییزی سلام بر تولدهای پاییزی سلام برتولد و خزان عشق در پاییز سلام، سلام، سلام، سلام بر همه خوبان و عزیزان جان. پاییز امسال برای من خیلی متفاوت تر از پاییز های قبل خواهد بود. پاییزی که واسم پر از مهربونی و عشق و محبت به همراه خواهد آورد. پاییزی که در اوج مهربانی و شادی ویژه اش، دلتنگی زیادی را برایم سوغاتی میارد. پاییزی که یادآور روزهای برگ ریزون و شبهای سوزناک تنهاییه... پاییزی که یادگار اتفاقات قشنگ و اندکی بارانیه. پاییزی که... و اما پاییز امسال، دومین پاییزیه که همراه با دوستان دنیای نت در باغ پاییزیم منتظرش هستم. بدون شک زیباترین پاییز زندگیم خواهد بود. چون قشنگ ترین اتفاق برایم به وقوع می پیوندد... تا هفت دقیقه دیگر انتظارم به پایان می رسد. دوستان مهربانم آرزوی قلبیه من اینه که هر جا هستید دلهایتان سرشار از عشق و مهربانی و روحتان مملوء از عطر دل انگیز خدا باشد. پیروز و پاییزی باشید خوبان من. ------------------------------------------------------------------------------ پ ن: الان که دارم این پست را می نویسم چند هفته ای مانده به پاییز. و ۷ دقیقه مانده به پاییز منتشر خواهد شد. حتما از من می پرسید چرا؟! برای اینکه به احتمال زیاد در زیبا ترین و به یادماندنی ترین سفر زندگیم هستم و از فرصت استفاده نمودم و این پست رو جلوتر ایجاد نمودم. بر لب جویی و در کنار کسی که دوستش داشتم نشسته بودم، کف دستش را در جوی فرو برد و آن را بیرون آورد و به من نشان داد و گفت: ـ آب که کف دستم جای گرفته است را می بینی؟ ـ این نشانه عشق من است ! و به راستی چنین بود، مادامیکه دستمان را با دقت باز نگاه داریم ، آب در کف دست هاباقی می ماند، اما اگر انگشتانمان را سخت و سفت به هم بچسبانیم و سعی کنیم که آب ها را به اجبار در دستانمان حفظ کنیم، با کوچکترین تکانی آب ها به زمین سرازیر می شوند. این بزرگترین اشتباهی ست که مردم در هنگام عاشق شدن مرتکب می شوند. آن ها می خواهند عشق را با اجبار حفظ کنند. به او امر می کنند، از او انتظار دارند. بدین گونه است که عشقشان همچون همان آب ها با کوچکترین تکانی از بین می رود و نابود می شود. عشق باید آزاد باشد، شما نمی توانید طبیعت عشق را تغییر دهید. اگر کسی را دوست دارید اجازه بدهید آزاد باشد. بدهید اما انتظار گرفتن نداشته باشید. نصیحت کنید اما امر نکنید. خواهش کنید ، دستور ندهید. . . ممکن است آسان به نظر برسد ، اما این درسی است که تمرین و ممارست آن یک عمر طول می کشد !
حرفاتو راست و دروغ دوست دارم
يکي از ما ميتونه ابرارو سَر بِکشه
اشک من از جنس بغض شاعراست


حافظ زچشمان قشنگ تو
هرکس که تو را دید![]()
نقاش غزل تا به چشمان تو
دیوانه شد از طرز نگاهت![]()

این گل سرخ من است
راز خوشبختی هر كس
در دل مردم عالم،
تو هم،
دوستم داری ؟ را

زير بال مرغكان خنده هات
اي هميشه خوب !
ماهي هميشه تشنه ام
می خـوام مثـل آیـنــه
معنا می دهی....![]()
بر روی برگ های پاييزی می نويسم
تا در هنگامه عبورت
عشقم را فرياد زنند

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اما نه ((فصل خزان)) زرد!![]()
اما نه فصل اندوه و درد!![]()
فصل زیبای سادگی![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

به یاد داشته باشید که زندگی،![]()
تعداد نفس های ما نیست،
بلکه چگونه سپری شدن نفس هاست! ![]()
![]()
| Design By : Night Melody |


